تبلیغات
مباحث مدیریت برای مدیران حال و آینده - دامهای تصمیم گیری
 
مباحث مدیریت برای مدیران حال و آینده
همه چیز قابل مدیریت است اگر راهش را بدانیم(دکتر محسن فرهادی نژاد )
درباره وبلاگ


یکی از آرزوهای حرفه ای من این است که مدیران کشورم در مواجهه با مسائل و موضوعات سازمانی ، از دانش و تجربۀ مدیریتی خود استفاده نمایند.

farhadisun@yahoo.com

مدیر وبلاگ : محسن فرهادی نژاد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمارروانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

    روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک  فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

    من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است.

  روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

    برداشت مدیریتی: گاهی اوقات در فرآیند تصمیم گیری در دام راه حل های موجود می افتیم

    ۱ - راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.

    ۲ - در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود (   هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی)

    ۳ - همه  راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 19 آبان 1393
محسن فرهادی نژاد
جمعه 21 آذر 1393 12:17 ق.ظ
باسلام ....واقعاخیلی اموزنده بودهم من هم دوستان هم اتاقی لذت بردیم مخصوصا برداشت مدیریتی عالی بود
پنجشنبه 22 آبان 1393 05:34 ب.ظ
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند

که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند…

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند

و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است،

به دو قور باغه دیگر گفتند که چاره ای نیست! شما به زودی خواهید مرد.

.

دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند

و کوشیدند که از گودال بیرون بپرند

اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند

که دست از تلاش بردارید. شما خواهید مرد!

پس از مدتی یکی از دو قورباغه دست از تلاش برداشت

و به داخل گودال پرتاب شد و مرد.

اما قورباغه دیگر

همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد….

.

بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار

اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالا خره از گودال خارج شد .

وقتی از گودال بیرون آمد، معلوم شد که قورباغه نا شنواست.

در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران اورا تشویق می کنند!

.

.

.

.

.

این جمله شعار امروز ماست:

.

ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند …
دوشنبه 19 آبان 1393 11:39 ب.ظ
با سلام
آقای دکتر با تشکر از اطلاعات جالبی که در رابطه با مباحث مدیریتی در اختیار ما دانشجویان قرار می دهید.
محسن فرهادی نژادسلام ذکات دانش انتشار آنست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.